۱۳۸۹ فروردین ۵, پنجشنبه

برگای پاییز...

می ریزن مث بارون
زیر پاها له میشن و
ناله می کنن
شایدم صدای شکستن دلشونه
با شمام برگا
صداتون داره آزارم میده
ای باد تو گوش من زوزه نکش
دیگه این صداها واسم لذت بخش نیس
دلم سرما رو حس میکنه
آره داره زمستون میشه تو دلم ...

۱ نظر:

  1. آخ جون زازا
    تو هم اومدی اینجا؟
    ببینم، نزنی تو کار غم و اینــــــــــــــا

    پاسخ دادنحذف