۱۳۸۹ فروردین ۲۲, یکشنبه

دستان باز ...


می روم
تنها در کنار خیابان خیس
می بارد
باران با آن قطره های سرد
قدم می زنم
با دستهای باز
 روی جدول های کنار خیابان
می بندم
چشمان خیسم را ...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر