۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۷, دوشنبه

خالی مث حباب .




باز با آب و صابون کف درست کردم !
حباب ـــــا رو نیگا می کنم ...
چقد(ر) خالی ـــــن !
سبک !
واسه خودشون راحت می رن تو آسمون ...
ولی {بووووووووووووووم} !
یهو ترکید .
مث بغض هر شب ...
مث پرنده ای که تیر خورده !
و این ــــــه آغاز
مرگ .







لنگ نوشت : ما هم یه روز می میریم !
لنگ نوشت : مهم خالی و سبک بودن ــــه , نه ؟!
لنگ نوشت : مرگ آغاز قشنگی می تونه باشه !!! پس بش فک(ر) می کنم !

۴ نظر:

  1. و اما مرگ ...
    آغازی برای بودن !
    و تولدی دوباره !

    پاسخ دادنحذف
  2. مانند هميشه خوش قلمي
    .
    طنز زيبايي تو كاراته
    .
    بيشتر بخون و بنويس
    .
    تو نويسنده ي خوبي ميتوني باشي
    .
    :)

    پاسخ دادنحذف
  3. خیلی عالی بود.آفرین.این از بقیه عمیق تر و تو دار تر بود.این سبک رو ادامه بده.:d

    پاسخ دادنحذف
  4. سلام پیام و مهدی !
    به ترتیب :
    به پیام : مرسی واسه نظر لطفت ! سعی می کنم مطالعه ـــــمو بیشتر کنم !
    به مهدی : این تو دار بودنی که گفتی ـــــو خوب اومدی ! آخه تو که از درون من خبر داری یه جورایی ! باشه چون تو گفتی ادامه میدم !:دی

    پاسخ دادنحذف