۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

تاب ...

حالا می فهمم میشه از زندگی لذت برد !
به همین سادگی !!! : از ته دل تاب بخور !
بعد عمری سوار تاب شدم !
یاد بچگی هام افتادم !
چه دورانی بود !!!
چقد(ر) دلم واسه اون "زهرا" کوچولو تنگ شده !
چقد(ر) شیطون بود !
حالا این "زهرا" گنده ــــه خیلی افسرده س !!!
خودشم نمی دونه واسه چی !!!
 
 
 
 
لنگ نوشت : من تاب میخوام !
لنگ نوشت : کاش می شد تا آسمون با تاب رفت بالا !
لنگ نوشت : من وقتی تاب می خورم همه ی مشکلاتمو فراموش می کنم !
لنگ نوشت : از ته دل شادم وقتی تاب می خورم ! حس خوبی بم میده !



۴ نظر:

  1. منم خیلی تاب دوست دارم.ولی نمیدونم چرا اینقدر سرم شلوغه وقت هیچ کاری رو ندارم.اه!!!امتحانا هم که شروع شد...... .بدبختی!!!

    پاسخ دادنحذف
  2. اه ! بازم امتحانا ! دس وردار که نیستن که !

    پاسخ دادنحذف
  3. میگم تاب بازی هم حال میده ....مخصوصا اگه همچین تاب بخوری که روده هات از توی حلقت بزنه بیرون...من خیلی تاب دوست دارم ولی نمیدونم چرا خیلی وقته طرفش نرفتم...میگم زری کاش اون روز که رفتیم پارک با هم تاب سوار میشدیم.همون روزی که مثل خل و چلا توی آفتاب نشستیم.... بیا بعد یکی از امتحانای سگ مصبمون بریم تاب بازی تا عقده هامون خالی شه...یادش بخیر...کوچیک که بودم یه بار بدجوری از روی تاب خوردم زمین ...پوزم خون میومد ولی مثل احمقا بازم روی تاب نشستم و تاب بازی کردم....جوانی کجایی که یادت بخیر

    پاسخ دادنحذف
  4. آره من پایه م !
    بعد از امتحان هندسه بریم !

    پاسخ دادنحذف