۱۳۸۹ مرداد ۱۱, دوشنبه

صدا .

از دور داره صدای قدم ـــاش میاد
صدای خسته ی نفس ـــاش
بوی عطرش
چشمام سیاهی میره
سرم گیج میره
نمی تونم تشخیص بدم
که خودش ــه یا توهم ــــِش !!!
بازم یه کوچه ِ تاریک و بی انتهاس
نمیشه چیزی دید
فقط میشه حس کرد
بودنشو
اومدنشو
نفساشو
قدماشو
عطرشو
... 

۱ نظر: