۱۳۸۹ آبان ۶, پنجشنبه

مفرد .

صدای روزبه :

من می خواستم که با تو
بمونم تا همیشه
اما تو رفتی و نگفتی عاقبت این دل من چی میشه



بازم همون غم ِ همیشگی نشست تو دلم !
هروخ این آهنگو گوش میدم این مدلی میشم !
دلم میخواد جیغ بکشم
داد بزنم سرش
سر ِ اون سوم شخص ِ مفرد !
سوم شخص مفردی که همیشه غایب بود
و من
اول شخص مفردم
همیشه همه ی حرفها از زبون ِ منه
منی که همیشه حاضر بودم اما منو ندید
...

۴ نظر:

  1. سلام زاز خیلی وقت بود بهت سر نزده بودم . وبلاگت مث همیشه قشنگه ( دلگیر هم هست ) امیدوارم هرچه زودتر دلتنگی هات بر طرف بشه .

    پاسخ دادنحذف
  2. مرسی آرش
    همیشه لطف داری X:
    اما من همیشه دلتنگ بودم همیشه هم می مونم (:

    پاسخ دادنحذف
  3. ینی زا"ر"ـــا... می زنم له ـت می کنم مفرد جونم. خیلی خوب می نویسی.
    اما سعی کن با خوب نوشتن حال و حستو به یه سمت مزخرف خوب منحرف کنی. نه اینکه منتظر بمونی تا حالت خوب شه بلکه نوشته هاتم سرحال بیان
    .
    دوست دارم

    پاسخ دادنحذف
  4. با این پستت یه اسم پیشنهادی واسه blog یا شاید پست بعدیت به ذهنم رسید.
    احوالات یک عدد اول شخص مفرد :دی خوشت اومد؟‌اگه نه، مثلا درددل های یک عدد اول شخص مفرد؟‌ هوم؟‌:دی یا هرچی! فقط این اول شخص مفرد رو لطفا bold کن

    پاسخ دادنحذف